تبليغاتX
لیلا
خاطرات دوستی

چون در گذرم بباده شویید مرا

تلقین ز شراب ناب گویید مرا

خواهید بروز حشر یابید مرا

از خاک در میکده جویید مرا

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم اردیبهشت 1386ساعت   توسط m | 

امد سحری ندا ز می خانه ما

کای رند خراباتی دیوانه ما

بر خیز که پر کنیم پیمانه ز می

زان پیش که پر کنند پیمانه ما

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم اردیبهشت 1386ساعت   توسط m | 

چون عمر به سر رسد چه شیرین و چه تلخ

پیمانه چو پر شود چه بغداد و چه بلخ

می نوش که بعد از من و تو ماه بسی

ازسلخ به غره اید از غره به سلخ

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم اردیبهشت 1386ساعت   توسط m | 

می خوردن و شاد بودن ایین من است

فارغ بودن ز کفر و دین دین من است

گفتم به عروس دهر کابین تو چیست

گفتا دل خرم تو کابین من است

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم اردیبهشت 1386ساعت   توسط m | 

ای دوست بیا تا غم فردا نخوریم

وین یکدم عمر را غنیمت شمریم

فردا که از این دیر فنا در گذریم

با هفت هزار سالگان سر به سریم

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم اردیبهشت 1386ساعت   توسط m | 

ای آمده از عالم روحانی تفت

حیران شده در پنج و چهار و شش و هفت

می خور چو ندانی ز کجا امده ای

خوش باش ندانی به کجا خواهی رفت

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم اردیبهشت 1386ساعت   توسط m | 

یا رب خردم در خور اثبات تو نیست*

و اندیشه من بجز مناجات تو نیست*

من ذات تو را به واجبی کی دانم*

داننده ذات تو بجز ذات تو نیست*

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم اردیبهشت 1386ساعت   توسط m | 
ياران با خدا بي وفايي نکنيد*

با دوست به هر حال جدايي نکنيد*

يا آنکه يکي شويد تا آخر عمر*

يا آنکه از اول آشنايی نکنید.

+ نوشته شده در  شنبه هشتم اردیبهشت 1386ساعت   توسط m | 

سيب سرخي رابه من بخشيد و رفت ،

عاقبت برعشق من خنديد ورفت ،

 اشك درچشمان سردم حلقه زد ،

بي مروت گريه ام راديد و رفت .

+ نوشته شده در  شنبه هشتم اردیبهشت 1386ساعت   توسط m | 
 
.
عاشق نفرين شده بدست خدا