تبليغاتX
لیلا
خاطرات دوستی

 

من هیچ ندانم که مرا انکه سرشت

از اهل بهشت کرد یا دوزخ زشت

جامی و بتی و بر بطی بر لب کشت

این هرسه مرا نقد ترا نسیه بهشت

+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم فروردین 1386ساعت   توسط m | 

 

در دایره ای که امد و رفتن ماست

او را نه بدایت نه نهایت پیداست

کس می زند دمی در این معنی راست

کاین امدن از کجا و رفتن بکجاست

+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم فروردین 1386ساعت   توسط m | 

 

هنگام سپیده دم خروس سحری

دانی ز چه رو همی کند نوحه گری

یعنی که نوشتند در ایینه ی صبح

کز عمر شبی گذشت و تو بی خبری

+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم فروردین 1386ساعت   توسط m | 

ای وای بران دل که در ان شوری نیست

سودا زده ی مهر دل افروزی نیست

روزی که تو بی عشق به سر خواهی برد

ضایع تر از ان روز ترا روزی نیست

+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم فروردین 1386ساعت   توسط m | 

ناکرده گنه در جهان کیست بگو

انکس که گنه نکردوچون زیست بگو

من بد کنم و تو بدمکافات مکافات دهی

پس فرق میان منو تو چیست بگو

+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم فروردین 1386ساعت   توسط m | 

چون اب به جوی باروچون باد به دشت

روزی دگر از نوبت عمر بگذشت

هرگز غم دو روز مرا یاد نگشت

روزی که نیامدست وروزی که گذشت

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام فروردین 1386ساعت   توسط m | 

تا بتوانی رنجه مگردان کس را

بر اتش خشم خویش منشان کس را

گر راحت جاودان طمع می داری

میرنج همیشه و مرنجان کس را

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم فروردین 1386ساعت   توسط m | 
 

این دهر که بود مدتی منزل ما

نماند بجز این بلا و غم حاصل ما

افسوس که حل نگشت یک مشکل ما

رفتیم و هزار حسرت اندر دل ما

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم فروردین 1386ساعت   توسط m | 
 
.
عاشق نفرين شده بدست خدا